پرهامپرهام، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 19 روز سن داره

فرزند ایران زمین

كله پاچه

خب پرهام جان يادت باشه كه مامانت بهت آب زبان (كله پاچه) داد و من بي تقصيرم اگه گنده شدي منم شريك مامان اينا اگه برات خوب نبود من بي تقصيرم ...
14 آبان 1391

واكسن 4 ماهگي

پرهام 11/09/91 واكسن 4 ماهگيش رو زد كه به پاي چپش زدن پسرم كلي اذيت شد دو شب تب داشت كه خدارو شكر خوب شد اما نميتونست مدفوع كنه و اين اذيتش مي كرد تا انكه يك كم صابون و يك كم روغن زيتون به دادمون رسيد و همه چيز خوب شد خدا رو شكر
14 آبان 1391

علاقه

پرهام علاقه زيادي به راه رفتن، حرف زدن و دنياي اطراف خودش داره تا انجا كه در 4 ماهگي ميخواد حرف بزنه و راه بره و اين ميشه كه ما اسير مي شيم
14 آبان 1391

تشكر ويژه پرهام از مامانش

پرهام :مامان گلم قربونت بره بابام ممنون از اينكه هميشه هواست به منه و مواظب من هستي باباي پرهام :من با مني پرهام :نه پدرم زشته. مامان گلم ممنون از انكه از خودت ميگذري بخاطر من باباي پرهام :با مني پسرم پرهام : نه عزيزم اگه گذاشتي ما با ننمون اي بابا ننه چيه با مادرمون اختلات كنيم ببين هواسمو پرت كردي اصلا من ميرم باباي پرهام :وقتي بهت پول تو جيبي ندادم ماشينت رو عوض كني مي فهمي پرهام : خوب مامان ماشينه نو برام خريده تو گمرك آشنا نداري؟ باباي پرهام :دارم اما نمي گم ...
9 آبان 1391

بغل بابا بزرگ چه حالي ميده

آقا پرهام ديگه بابامو خوب مي شناسه و تا بابامو مي بينه شروع مي كنه به دست و پا زدن كه بيا منو بغل كن آخه تنها كسي كه نوه هاش رو بغلي كرده باباي منه ماهم بعدش اسير ميشيم تو خونه. پرهام: بابا بزرگ(مجتبي جون) گلم ممنونم از شما مامان بزرگ(سليمه جون) خوبم ممنونم ازشما كه قربون صدقه من ميريد و ممنون از بقيه كه منو دوست داريد بابت از گمراهي در آوردن دوستان : البته پرهام جان هنوز حرف نمي زنه و اين تخيلات و حرفهاي پدر پرهام مي باشد ...
9 آبان 1391

4ماه تمام

پسرم امروز 4 ماهش تموم شد و وزنش به 6/850كيلو گرم و قدش به 62 سانتيمتر رسيده ماشاالله و همه چيز خوبه خدارو شكر درضمن پسرمون يادگرفته كه از خودش صدا دربياره و سواره روروئك بشه اما پاهاش نميرسه زمين
9 آبان 1391