شب زنده داري
خوب آقا پرهام چند وقتي هست كه شبها به طور فجيعي گريه مي كنه و هر كاريش مي كني گريه اش بند نمياد تا خودش نخواد مامان ديگه دست تنها خسته ميشه و من كه از سر كار ميام كار جديد و شيرينم شروع ميشه و اونم كاري نيست جز نگهداري از آقا پرهام تا ممان هم يه كم استراحت كنه و من معمولا تا 1 شب بيدارم بعدشم كه خواب سرپايي دارم تا 3 3:30 شب بعدش ميخوابم مامان شير بهت ميده منم 7:30 ساعت رو كوك ميكنم اما 8:30 بيدار ميشم 9:30 ميرسم شركت اما خيلي لذت بخشه خدا ممنون خدا جون شكرت
نویسنده :
محمد جلیلی
16:03
قد و وزن
بدو تولد يعني 91/04/09 آقاپرهام قدش بود 51 و وزنش بود 3/270 91/04/20:قد 52 وزن 3/900 91/05/04:قد 54 و وزن 4/350 بگو ماشاالله بگو ديگه انشاالله هميشه سلامت باشي پسرم ...
نویسنده :
محمد جلیلی
15:38
بيقراري هاي مداوم
آقا پرهام ما چند وقتي هست كه بيقراري ميكنه خواب و خوراك درست و حسابي هم نداره جز گريه قراره امروز ببريمش پيش متخصص انشاالله كه خيره
نویسنده :
محمد جلیلی
13:02
اولين سفر يك روزه
خب بابا امروز رفتيم اول جاده چالوس و در هواي خنك اونجا كنار رودخانه لذت برديم. اين طوري نگاه نكن شما هم بردي لذت . از طرف محل كاره خاله مريم ما رو دعوت كرده بودن، امكانات كامل بود از شكم بگير تاتفريح كامل بود از تيراندازي بگير تا طناب كشي بازي با توپ كه ماماني تو تيراندازي سوم شد بابايي هم اون وسط مسطا بود ديگه خب مگه چيه سخت بود ديگه ...
نویسنده :
محمد جلیلی
14:19
اولين زيارت
ديشب رفتيم امامزاده صالح تجريش و آقا پرهام براي اولين بار يه جاي زيارتي رفت. زيارت قبول حاج پرهام ...
نویسنده :
محمد جلیلی
14:18
شكايت از بيمارستان هدايت
متاسفانه ما پرهام رو براي ختنه برده بوديم بيمارستان هدايت كه بعد از ده روز حلقه نيفتاد كه هيچ از جاشم تكون نخورد برديمش جاي ديگه گفتند حلقه چسبيده به گوشت و يه جراحي ديگه بايد بشه . بابايي هم ميخواد بابت اين موضوع از بيمارستان هئايت تاكيد ميكنم هدايت و دكتر جراحش شكايت كنم
نویسنده :
محمد جلیلی
15:43






