حال خراب مامانی
زهره جون دیشب خیلی حالش بد بود تا جایی که انقدر حال تهوع پیدا کرد که کارش به سروم کشید تا صبح صبحم که بردمش بیمارستان میلاد واسه اکوی قلبش که وقت داشت برگشت هم بابا رفت دنبالش الانم زنگ زدم انقدر حالش بد بود که داشت گریه می کرد آخی زهره جونم گریه نکن خوب می شی زود انشااله
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


حال خراب مامانی
