تاريخ ورود به زمين و دنياي جديد
خوب سلام بابا جونم الان كه ابن مطلب رو مي خوني نمي دونم چند سالت شده .من هستم نيستم؟ اما اميدوارم تو و ماماني سلامت باشيد خب بريم سر اصل مطلب ، ديروز ماماني رفت دكتر بعد اينكه معاينه تموم شد خانم هاشمي(دكتر ماماني) گفت هم چيز خوب و ضربان بچه هم مناسب بعد گفت اگه مي توني بزار درد زايمان يه كم شروع بشه و ما از رسيدن آقا پرهام مطمئن بشيم بعد اما ماماني كه طاقت درد رو نداره گفت نه خانم دكتر اينكارو نكن من قلبم ضعيفه پس مي افتم ها كه خانم دكتر گفت با اين تفاصيل براي 5 شنبه بيا براي سزارين كه ماماني گفت نميشه جمعه بيام كه با تولد باباش تو يه روز بشه كه خانم دكتر كه از دوستان و هم دوره اي خاله (خاله ماماني ) بود گفت بزار تا هماهنگ كنم ببينم بقيه امادگي دارند كه زنگ زد و ok رو گرفت و قرار شد 91/04/09 روز جمعه ساعت 8:30 تو بيمارستان باشيم بعدشم گفت چون ماماني ناراحتي قلبي داره بايد روز چهارشنبه دوباره بياد تا دكتر قلب بيمارستان هم معاينه كنه ماماني رو تا انشاالله همه چيز خوب باشه .بعدشم يه نامه داد براي بيمه تكميلي كه بابايي بيفته دنباله كاراش تا جمعه همه چيز درست باشه اينشاالله صحيح سلامت به دنيا بيايي فرد مفيدي برا جامعه باشي و مامان و باباتم سربلند باشن.


تاريخ ورود به زمين و دنياي جديد
