فرزند ایران زمین
روزشمار

سلام عزیزم تولدت میارک خوشگلم  تو همیشه برای ما خوش خبر بودی و بازهم تو روز تولدت یه خبر خوب گرفتیم و خبر اینکه مامانی رفت دکتر سونوگرافی و خدا بهمون لطف کرده و یه فرشته کوچولو داده مثل خودت



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:30 | يکشنبه 13 تير 1395 توسط محمد جلیلی

خب يكي ديگه از جاهاي ديدني استانبول شبهاي خيابان استقلالش هست كه اونجا از همه جاي دنيا هستند كسانيكه با پوشش و فرهنگ خودشون مي نوازند و هنر كشورشون رو نشون مي دهند

اين هم از عكسهايي كه قول داده بودم



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:07 | چهارشنبه 29 مهر 1394 توسط محمد جلیلی

خب پرهام جان، اگه يادت مانده باشه ما يه سفر رفتيم تركيه حدودا 3 سال و 3 ماهت بود شما به هواپيما ميگفتي هپييا ما حدودا 4 صبح رسيديم هتل و استراحت چند ساعته اي كرديم و بعد راه افتاديم براي گردش تو شهر بزرگ و قشنگ استانبول

ما تو اين سفر جاهاي ديدني استانبول مثل ميدان تكسيم كه شما اونجا با كبودترها كلي بازي كردي

و برج گالاتا ،مسجد سلطان احمد ،موزه اياصوفيا، توپكاپي و جزيره بيوكادا، اسكله هاي زيباشون با اون ماهي كباباي خوش مزه كه رو قايقاي شناور براي ما درست مي كردن و از همه جالبتر براي تو بزرگترين آكواريوم اروپا كه از همه اينها ما ديدن كرديم عكسها رو تو سفرنامه 2 حتما ميگذارم لذت برديم و مخصوصا براي مامان جذابيت خريد از بازار ها و پاساژهاشون كه به نام مامان و به كام همه ما بود



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 9:34 | چهارشنبه 29 مهر 1394 توسط محمد جلیلی

شيطنت هاي پرهام تمومي نداره از گريه هاي الكي گرفته تا عشوه هاي بابا كش كه براي رسيدن به اهدافش بسته به نياز ازشون استفاده مي كنه و بريزو بپاشهاي هر روزش كه مامان زهره رو كلافه كرده آقا پرهام اين نوشته هاي من داره ثبت تاريخ ميشمه پس دقت كن خندونک



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:37 | شنبه 28 شهريور 1394 توسط محمد جلیلی

پرهام ديشب براي مامان و بابا قصه گفت:

مامان:پرهام برامون قصه ميگي؟

پرهام :اهيم(يعني بله)

بابا :بگو بشنويم

پرهام :لالا بزنيد لالا بزنيد

مامان . بابا :باشه

پرهام :يكي نبود به گوران(قران)(قران همون خدا هست) لوپتو بكشم 

مامان بابا : خوب بعدش 

پرهام همين ديگه يكي نبود به گران لوپتو بچشم

بابا:؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

مامان :اي قربون پسرم تو اگه اين زبون رو نداشتي چي ميشود تو اگه نبودي من چكار مي كردم و ...............

بابا:خور پوف خور پوف خور پوف



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:26 | سه شنبه 16 تير 1394 توسط محمد جلیلی

Happy birthday Parham(انگليسي)

Buon compleanno Parham(ايتاليايي)

Happy ծննդյան Parham(ارمني)

お誕生日おめでとうパラム(ژاپني)




موضوع :

نوشته شده در تاريخ 16:05 | سه شنبه 9 تير 1394 توسط محمد جلیلی

سلام پرهام جان ببخشيد دير به دير برات مطلب مي نويسم اما بابايي واقعا گرفتاري زياد شده بگذريم هفته پيش براي پاسپورتت اقدام كرديم شما هم كه حسابي افسر گذرنامه رو اذيت كردي بعدشم كه يه اثر انگشت كوچولو مي خواست از شما بگيره كه كل اتاقش رو جوهري كردي خلاصه داستان داشتي اونجا. انشالله زود پاسپورتت برسه و باهم اولين سفر خارجيتو بريم زنده باشي شاد . بابا محمد



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:51 | يکشنبه 13 ارديبهشت 1394 توسط محمد جلیلی

آفرين پرهام جان شما اين نقاشي رو روز 10 /93/09 كشيدي و به مامانت گفتي مايي گشدم



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:04 | دوشنبه 17 آذر 1393 توسط محمد جلیلی



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 15:17 | يکشنبه 16 آذر 1393 توسط محمد جلیلی



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:49 | يکشنبه 16 آذر 1393 توسط محمد جلیلی
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 24 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

آمار وبلاگ











در اين وبلاگ
در كل اينترنت